مشکل اینه که طرف سواد نداره اما اعتماد به نفس تا دلت بخواد داره! همینجوریه وضعیت. یه زمانی مد شده بود همه میرفتن مجتمع فنی یه مدرک کسشر MCSE میگرفتن و بعد با کت شلوار و کراوات از افتخارات و مدارکِ تخمیشون صحبت میکردن. الان هم وضع همینه. مدرک ها البته زیادتر، اسمها قلمبه سلمبهتر و کت و شلوارها گرونتر. اون موقعها جوون بودیم فک میکردیم خبریه. پول نداشتم برم مدرک مایکروسافت بگیرم(ریدم تو مایکروسافت البته). چه خوب که نداشتم! تا یکی یه مدرک میگرفت با خودم فک میکردم اینا بیشتر از ما میفهمن. تقصیر مامانم بود. همیشه مقایسه میکرد. هر کاری هم که میکردی نگاش به این و اون بود میگف نکنه اون بهتره! هنوزم اینجوریه. باهاش حرف که میزنم میگم مامان فلان موقعیت شغلی رو پیدا کردم. همه اطرافیان دارن جر میخورن که چطوری پیدا کردی. مامانم میگه بهتر نبود مثل فلانی میکردی؟ میگم مادر من، فدات شم متوجهای چی میگی؟ میگه حالا برو یه تحقیق کن. از دوستات بپرس چرا اونا اینکارو نکردن؟ میگم آخه اونا شعورشون نمیرسه. اگه برسه عرضشو نداشتن. بگذریم. همیشه از اینکه برم تو نمایشگاههای کامپیوتر بدم میومد. یه سری آدم چُسو میشینن تو غرفه و محصولاتی که مثلا یه ظاهر خوب داره رو دارن به هم فرو میکنن. کی میفهمه اون زیر چه خبره. بدبختی اینه که ظاهرشونم تخمیه. به کی بگم دردمو آخه؟ یه سری گاوتر هم میان میخرن. گور بابای کیفیت. همهجا باهوش ها سر احمقها کلاه میزارن. تو ایران احمقها سر احمقترها رو! نباید خودمو درگیر این چیزا کنم. میره رو اعصابم. بزرگترین چیزی که میره رو اعصابم دیدن آدماییه که در زمینه چیزی که سوادشو ندارن اظهار نظر میکنن. اگه بتونم که در میرم. اگه نه میشینم یه گوشه لال میشم خودمو کنترل میکنم که نرینم به طرف که معمولا موفق نمیشم. باز یاد مامانم افتادم. بهمون یاد نداد که خودمونو نشون بدیم! نگفت که اگه یکی داره زر مفت میزنه تحت تاثیر قرار نگیر. بابا یه جور دیگه. انگار میخواد بزنه تو سر مال! حالا یکی که واقعا خوب باشه رو میخواد قهوهای کنه که بگه بچهش بهتره. داستان میبافه غلو میکنه بعد میگه ملت زندگیشونو با همین پز دادنا میگذرونن. راس میگه البته. امایه روز بهش گفتم بابا ما اینجوری نیستیم. بکش بیرون. ما نیازی نداریم به جیب خالی پز عالی. بیا خودمون باشیم. حالا اونی که این زرا رو میزنه بالاخره خودش میدونه که چه عنیه. نه به شوری تو نه به بی نمکیِ مامان. ول کنین این حرفا رو زندگی خودتونو بچسبین. گور بابای ملت. بزار پزشونو بدن. بزار دلشون خوش باشه. بزار کون دنیا رو پاره کنن. به پز دادن اگه باشه ما هم بلدیم. خالی هم لازم نیس ببندیم. مشک آن است که خود ببوید.
No comments:
Post a Comment